رفتن به محتوای اصلی
مهران محبی

درباره من

من از یک راه نیامده‌ام

اگر رزومه‌ام را دستت بدهم، احتمالاً می‌گویی این آدم نمی‌دانسته چه می‌خواهد.

من اما یک چیز دیگر می‌بینم. من چند بار از اول شروع کردم و هر بار چیزی برداشتم که آن‌موقع نمی‌دانستم به چه دردم می‌خورد.

عکس پرتره مهران محبی

پنج فصل از زندگی من

هر شماره یک فصل است؛ روی هرکدام بزنید تا آن فصل را بخوانید.

پایه

یک سؤال سر کلاس

هجده‌ساله بودم و دیوانه‌ی فیلم. بازیگری، کارگردانی، تاریکی سالن. اما مثل هر نوجوانِ هنردوستِ رمانتیکی، نشستم پای درسی که باید می‌خواندم: نرم‌افزار. و هنر را کنارش نگه داشتم، به این امید که یک روز جایشان عوض شود.

آن سال‌ها یک سؤال مدام در سرم می‌چرخید: من اصلاً برای این مسیر ساخته شده‌ام؟

جوابش را پیدا نکردم. اما یک چیز دیگر دیدم؛ استادهایی که واقعاً عاشق کارشان بودند و از یاد دادن لذت می‌بردند. آن‌موقع نفهمیدم دارم چه چیزی را تماشا می‌کنم.

و یک روز، سر همان کلاس‌ها، استاد سؤالی درباره‌ی هوش مصنوعی پرسید.

جواب دادم. درست بود. تشویقم کرد.

من هیچ تصوری از هوش مصنوعی نداشتم؛ اسمی بود که شنیده بودم. آن پسر بیست‌ساله هیچ‌وقت نفهمید که همان لحظه، آینده‌اش داشت از کنارش رد می‌شد و بهش سر تکان می‌داد.

چون هوش مصنوعی رفته توی همه‌چیز — اتوماسیون کسب‌وکار، تولید محتوا، آموزش، پزشکی، رباتیک — و هیچ‌جا فقط یک متخصص فنی لازم ندارد.

  • باید بسازیش

    این را از نرم‌افزار دارم

  • باید بفهمی این کسب‌وکار دقیقاً کجا درد دارد

    این را از فروش دارم

  • باید طوری تعریفش کنی که کسی نترسد

    این را از صحنه دارم

  • و باید کاری کنی بعد از رفتنت هم زنده بماند

    این را از همان استادهایی دارم که عاشق یاد دادن بودند

برای اولین بار در زندگی‌ام، هیچ‌کدام از سال‌های قبلم اضافی نبود.

بیشتر آدم‌ها یا کد بلدند یا آدم. کار من دقیقاً در فاصله‌ی بین این دوتاست.

راستی — آن سؤالی که سر کلاس جواب دادم؟ فکر می‌کنم بالاخره کامل جوابش را دادم.

چهار چیزی که سر آن‌ها کوتاه نمی‌آیم

این‌ها ارزش‌های برند من هستند و در هر پروژه‌ای خودشان را نشان می‌دهند.

سادگی در پیچیدگی

راهکارهای فنی پیچیده را قابل‌فهم و اجرایی می‌کنم.

شفافیت و صداقت

بدون وعده‌های غیرواقعی؛ فقط چیزی که واقعاً جواب می‌دهد.

نوآوری بی‌وقفه

همیشه یک قدم جلوتر از ترندهای تکنولوژی حرکت می‌کنم.

جسارت در آزمایش

از امتحان کردن ایده‌های تازه و رویکردهای غیرمتعارف نمی‌ترسم.

جاهایی که پیدایم می‌کنید

بیایید ۱۵ دقیقه حرف بزنیم

یک تماس کوتاه، بدون تعهد. اگر بعدش به این نتیجه رسیدیم که کاری با هم نداریم، باز هم با یک دید روشن‌تر از سر میز بلند می‌شوید.

بدون تعهد، بدون فروش زوری.